
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام....♥ ...
ادامه مطلب
از دسـتــــــــَــــم رفـتی ... ..... کـاش !! از دلـــــــَـــــم هم می رفتی.. ...
ادامه مطلب
ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده.. ماها آدمای بی احساسی نیستیم ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!! ...
ادامه مطلب
اگه یه وقت بغض می کنم گاهی تبسم می کنم می خوام بگم عاشقتم دست و پامو گم می کنم می خوام بگم جون منی آتیش به جونم می گیره می خوام بگم دوست دارم اما ززبونم می گیره وقتی حرفامو می خوردم داشتم از عشقت می مردم وقتی لبهامو می دوختم توی آتیشت می سوختم وقتی بودم سرد و ساکت داشت دلم می شد هلاکت فکر می کردم توتویی جفتم سو ختم اما به تو نگفتم خواستم از چشمات نیوفتم ٌ من اگه توتو رو دودوباره نه نه نه نه ن...
ادامه مطلب
"تو"؟؟؟ عجب! هی "تو" میسازیم برای خودمون غافل از اینکه این "تو" هم "تو" نشد! . . ز فکر من بگذر خیالت تخت باشد "من" می تواند بی تو هم خوشبخت باشد این من که با هرضربه ای از پا درامد تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد.... باتشکر از الی ...
ادامه مطلب
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش! لحاف را بکشم رویش! دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم! حتی برایش لالایی بخوانم، وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم... تمام می شود... بالاخره تمام می شود...!!! ...
ادامه مطلب
اندیشه کنان از خود میپرسم! بعد من چه کسی نامت را صدا خواهد کرد؟ چه کسی بغض تورا میفهمد؟ چه کسی با خنده ی خود به تو جان می بخشد؟ با خودم میگویم بعد مرگم چه کسی با تو سخن میگوید؟ چه کسی راز دل تنگ تو را میداند؟ آن زمان که هوای چشمان قشنگت ابریست بر دامن کدامین صحرا خواهی بارید؟ من نباشم چه کسی همدم شب های بلندت باشد؟ چه کسی،شب همه شب بر سرسجاده دعا خواهد کرد تا که سالم باشی؟ چه کسی نذر خود با کبوترهای رضا(ع) بابت رفع بلا از سر تو ادا خواهد کرد؟ چه کسی قول وفاخواهد داد؟ چه ک...
ادامه مطلب
((به دلتنگی عادت می کنم وقتی می دانم .......بودنت با نبودنت یکی است........)) من اشکامو به تو دادم / اما دیدم چشماي تو خوابن قبر ساختم از اتاقم / نفسم حبس شد / بدنم سرد شد/ ولی روحمو گرم نگه داشتم رو اجاق دلم من همیشه بازنده بودم توي بازي سرنوشت / ولی همیشه جلو رفتم توی راهم واسه عشق این دنیا با من بد بود / تاسم عددش کم بود / هنوز نباختم این قمار رو نه نه چون هنوزم باور دارم كه دوسم داري بي خبري...
ادامه مطلب
تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری...... ...
ادامه مطلب
وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست،....... گاه نگاه است و گاه سکوت ......... ...
ادامه مطلب
تو از احساس من دوری واسم تنهایی عادت شد شکستی قلبمو آخر خیالت حالا راحت شد ندونستی دوست دارم نفهمیدی تورو میخوام تو تنها آرزوم بودی گذاشتی رفتی من تنهام ببین هیچ انتظاری نیست نشد که تو دلت جاشم ولی باور بکن نازم که من محتاج محتاجم محتاجم محتاجم... ...
ادامه مطلب
مادرم میگفت : عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام دکتر شریعتی ...
ادامه مطلب
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم...
ادامه مطلب
غریب است دوست داشتن و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر ما سرخوشتر هر چه او دل نازکتر ما بی رحم ترتقصیر از ما نیست تمامیِ قصه هایِ عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند...
ادامه مطلب
می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم می کند... و داشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی کسی را نمی خواهم. و وقتی هستی،تو را می خواهم. رنگهایم بی تو سیاه است،و در کنارت خاکستری ام. خداحافظی ات به جنونم می کشاند و سلامت به پریشانیم! بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در فرار... در خیال من بمان از کنار من برو من خو گرفته ام به نبودنت......
ادامه مطلب
تمـــام عاشقــانـه هـــا را روی همیـــن دیــوار مجــازی می نـویســم! از لـــج تـــو، از لـــج خـودم، از لـــج روزگــار کـه نشـد یکبـار در واقعیتــــ بـه هـم بگـوییمشـان...!من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم عشق من بوسه با لـــجبازی، بیشتر می چسبـــدآب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیستچقدر دلم میخواهد نامه بنویســـــــــم...تمبر و پ...
ادامه مطلب
متن ارسالی از یک دوستنیمه ی گمشده ی من چه کسی میتونه باشه واسه روح تشنه ی من همیشه دیوونه باشهکسی که هر کلامش طلوعی تازه باشه غم و تنهایی ما به یک اندازه باشه اون کسی که خواستن اون با همه فرق داشته باشههر چی که از اوبخونم شعر دلتنگی نباشهکسی که برای خوندن نشسته توسینه ی مننفس هاش هوای عشق ، سکوتش صدای عشقاون که از نهایت عشق منو با اسمم بخونه منو جزئی از وجودش یا خود خودش بدونهاونی که گمشده از آغاز تا که من تنها بمونم جاده ی جستجوهامو تا قیامت بکشونم کسی که همیشه عاشقمثل من دیوونه باشه تو د...
ادامه مطلب
می نویسم تا تو بخوانی...و بدانی وقتی هستی حتی وقتی نیستی...می نویسم تا بخوانی تا بدانی تا بمانی...می نویسم حتی زمانیکه نمانی...پس تو بخوان و همیشه بدان...لحظه های عشقم.ترسم.غمم.شادیم.امیدم.یاسم...وحتی لحظه های دودلیم را... آنقدر برای تو بوده ام که دیگر منبرایم غریبه استمن، دوست داشتم ستاره ای بودم که در کنج دلت آشیانه دارد.گر چه می دانم ......ولی من به لبخند تو خوشمبه لبخند تو دلبندمو به لبخند تو امیدوار ...بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چنان می گذری غافل از اندوه درونم بی من ...
ادامه مطلب