خرید بک لینک

درباره سایت

گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه

گاهــــــی دلم برای خودم تنگ میشود گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهــــــــــی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی دلم از رهگذرانی که در این مسیـر بی انتها آمدند و رفتند ، خسته میشود گاهـــــــی دلم از راهزنانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد گاهــــــــی آرزو میکنم ای کاش دلــــــی نبود تا تنگ شود , تا خسته شود , تا بشکند. پرنده مهاجر http://mantolove1385.blogsky.com

امکانات وب

می نویسم تا تو بخوانی...و بدانی وقتی هستی حتی وقتی نیستی...می نویسم تا بخوانی تا بدانی تا بمانی...می نویسم حتی زمانیکه نمانی...پس تو بخوان و همیشه بدان...لحظه های عشقم.ترسم.غمم.شادیم.امیدم.یاسم...وحتی لحظه های دودلیم را... آنقدر برای تو بوده ام که دیگر منبرایم غریبه استمن، دوست داشتم ستاره ای بودم که در کنج دلت آشیانه دارد.گر چه می دانم ......ولی من به لبخند تو خوشمبه لبخند تو دلبندمو به لبخند تو امیدوار ...بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چنان می گذری غافل از اندوه درونم بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید ز چشمان سیاهم تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهمتو ندیدی ...نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی تا در خانه ببستم دگر از پای نشستم گوییا زلزله آمد گوییا خانه فرو ریخت سر من بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صداییبر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نواییتو همه بود و نبودی تو همه شعر و سرودی چه گریزی ز بر من که ز کویت نگریزم کربمیرم ز غم دل با بی تو با کس ننشینممن و یک لحظه جدایی نتوانم نتوانم...

برچسب: نویسنده: پرنده مهاجر تاريخ: جمعه 23 تير 1391 ساعت: 21:07

صفحه بندی