خرید بک لینک

درباره سایت

گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه

گاهــــــی دلم برای خودم تنگ میشود گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهــــــــــی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی دلم از رهگذرانی که در این مسیـر بی انتها آمدند و رفتند ، خسته میشود گاهـــــــی دلم از راهزنانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد گاهــــــــی آرزو میکنم ای کاش دلــــــی نبود تا تنگ شود , تا خسته شود , تا بشکند. پرنده مهاجر http://mantolove1385.blogsky.com

امکانات وب

http://www.pic.iran-forum.ir/images/dyuk1at2du77zihwwssg.jpg



من و تو با همیم اما دلامون خیلی دوره

 


همیشه بین ما دیوار صد رنگغروره

 


 

نداریم هیچ کدوم حرفی که باز هم تازه باشه

 


چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره



من و تو.. من و تو .. من و تو..



هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم



 

خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم



نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما

 


یه عمره وعده ها افتاده از امشب به فردا

 


 

تمام وعده ها رو دادیم و حرفا رو گفتیم

 


دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما

 


 

من و تو.. من و تو .. من و تو..

 


هم صدای بی صداییم ، با هم و از هم جداییم

 


 

خسته از این قصه هاییم ، هم صدای بی صداییم

 


گل های سرخمون پوسیده موندن توی باغچه



دیگه افتاده از کار ساعت پیر رو طاقچه



گل های قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن



اون هام خسته شدن از حرف هر روز تو و من



من و تو.. من و تو.. من و تو.. من و تو..

 

برچسب: من و تو, من و تو, من و تو, من و تو, نویسنده: پرنده مهاجر تاريخ: جمعه 13 مرداد 1391 ساعت: 2:42

صفحه بندی