قصه من و تو

خرید بک لینک



قصه من و تو از آنجایی آغاز شد که عکس مهتاب در حوضچه خانه قلبم افتاد...

قصه من و تو از آنجایی آغاز شد که شاعری چکاوک وار از چکاوک خواند...

قصه من و تو از یک سروده عاشقانه آغاز شد...

قصه من و تو آغازش در دفتر آرزوها بود و داستانش در دفتر لیلی و مجنون سروده شد...

قصه من و تو از آن کوچه پر خاطره آغاز شد و اینک با قصه دوری در حال نوشته شدن است...

قصه من و تو آغازی احساسی داشت، اما ادامه آن یک داستان عاشقانه و واقعی شد...

تو آمدی در خوابم، نشستی در سرزمین رویایم و آن احساس پاک وآن صدای مهربانت را به من هدیه دادی...

چه زیبا پر گشودیم به سوی سرزمین رویاها، چه زیبا بر روی ماه نشستی و من نیز ماه را به آرامی حرکت می دادم...

قصه من و تو قصه زیباترین عشق دنیاست...

قصه من و تو قصه یک سرزمین بی انتهاست...

قصه من و تو قصه یک رویای بیدار شدنی است...

قصه من و تو قصه شمع خاموش نشدنی است...

                 قصه من و تو قصه مهتاب و ستاره است.......


گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه...

ما را در سایت گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: پرنده مهاجر بازدید: 170 تاريخ: جمعه 23 تير 1391 ساعت: 21:06

صفحه بندی