خرید بک لینک

درباره سایت

گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه

گاهــــــی دلم برای خودم تنگ میشود گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهــــــــــی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی دلم از رهگذرانی که در این مسیـر بی انتها آمدند و رفتند ، خسته میشود گاهـــــــی دلم از راهزنانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد گاهــــــــی آرزو میکنم ای کاش دلــــــی نبود تا تنگ شود , تا خسته شود , تا بشکند. پرنده مهاجر http://mantolove1385.blogsky.com

امکانات وب

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

که مرا صد گله باشد که به درمان نرسد
از من سوخته دل در دل خود یاد کنید

مشتری در هوس عیش نگاهم می کرد
تا که از آن نگهش جنت شداد کنید

می شود گفت که مرگ است و سراغم آمد
روز هجرم ز حصار قفسم داد کنید

آن صدف را که به یادش لب خود باز بکرد
طفل نا خواسته شد شرم که از باد کنید

باز گویم که نگویم سرم از دست برفت
این چه سریست که سرها همه ازداد کنید

شاید امروز همان پرده دیروز بود
که ز چشمان سحر پرده به در باز کنید

تو بیا آنکه نشان از تو ندارم در خواب
این چه کابوس حرامیست که غمباد کنید

برچسب: نویسنده: پرنده مهاجر تاريخ: جمعه 23 تير 1391 ساعت: 21:06

صفحه بندی