تا آخر دنیا قدم می زنم

خرید بک لینک

گریه غرورم رو به هم می زنه


مرد برای هضم دلتنگی هاش


گریه نمی کنه ، قدم می زنه


گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم


نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم


یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم


یک ماجرای تلخ ناگزیرم


یک کهکشونم ولی بی ستاره


یک قهوه که هرچی شکر بریزی


بازم همون تلخی ناب رو داره


اگر یکی باشه من رو بفهمه


براش غرورم رو به هم می زنم


گریه که سهله ، زیر چتر شونش


تا آخر دنیا قدم می زنم

گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه...

ما را در سایت گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: پرنده مهاجر بازدید: 206 تاريخ: جمعه 23 تير 1391 ساعت: 21:06

صفحه بندی