خرید بک لینک

درباره سایت

گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه

گاهــــــی دلم برای خودم تنگ میشود گاهـــی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود گاهــــــــــی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد گاهی دلم از رهگذرانی که در این مسیـر بی انتها آمدند و رفتند ، خسته میشود گاهـــــــی دلم از راهزنانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد گاهــــــــی آرزو میکنم ای کاش دلــــــی نبود تا تنگ شود , تا خسته شود , تا بشکند. پرنده مهاجر http://mantolove1385.blogsky.com

امکانات وب

http://niloblog.com/up/images/8dke2gdyxf3tv4p0izg.jpg

 

 

 

ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند



کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند



در سایه های شب تو را تنها نوشتند



سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند



احساس پاکت را همه تکفیر کردند



محکومِ بی ایمانی ات کردند و رفتند



هرشب تورا دعوت به بزم تازه کردند



در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند



زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد



مبنای این ویرانی ات کردند و رفتند

برچسب: در سایه های شب تو را تنها نوشتند, نویسنده: پرنده مهاجر تاريخ: جمعه 23 تير 1391 ساعت: 22:33

صفحه بندی