"همیشه فاصله ای هست"
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
داشتم فکر می کردم به ماندن و رفتنت، نفهمیدم چه شد ... دیدم رفته ای! بعد یک دفعه دلم خواست همه ی باورهای تلخم را بریزم دور؛ "عشق در نرسیدن است. با وصل، عشق می میرد." نفرین به باورهایم! بعد یک دفعه دلم خواست همه ی فاصله ها را پاک کنم؛ "همیشه فاصله ای هست" نفرین به فاصله! بعد نگاه کردم، د...
یکی هست که میبینه . . .
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
اینم از تو که میگفتی منو تنها نمیذاریاینم از تو که میگفتی رو دلم پا نمیذاریاینم از تو که خودم رو توی چشم تو میدیدماینم از تو که با دستات به ته قصه رسیدماینم از تو . . اینم از تویی که کلی حرف زدی و کلی حرف نزدی..گفتی میمونم.. رفتی.. گفتی میتونم.. نتونستی.. گفتی میدونم.. ندونستی..و گفتی میفهمم.. نفهمی...
شکه شدم ...
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
دیشب خوابت و دیدم .. از دیدنت اینقدر شکه شدم که زبونم بند اومده بود . رفتی ..اینقدر دنبالت دویدم که نگو . گمت کردم تو راه پله هایه پیچ در پیچ .. بعد از کلی زمان دوباره پیدات کردم . باهات حرف زدم ... حرف زدی باهام ... از اونم شکه شدم ... منو ...
میدونی دلیل گریه هام چیه؟
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
توی خلوت پر از همهمه, که صدایی به صدات نمیرسهاگه میتونی منو دعا بکن, من که دستم به خدا نمیرسهآسمونا ارزونی پرنده ها, جای آسمونا یه قفس بدههمه ی دار و ندارمو بگیر, هر چی بودمو دوباره پس بدهبازم هیچ راهی به مقصد نرسید, من هزار و یک شبه معطلمتا ته جاده ی دنیا رفتم و بازم انگار سر جای اولمچرا دنیا با تم...
اما کسی نمی فهمد
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
به اقتدای ِ افسانه های کهن هم که باشد؛ هیچ هیولایی به وقت روشنایی و روز ظاهر نمی شودبا من بگوآفتاب ِ کدام بختی فرو غلتیده که میانه ِ ظهری پاییزه، چنین خشمگین نقاب ِ دیو بر صورت زدی؟هربار به این قسمت از خیابان که می رسمقاصدک پرپر می شوددل هوا آشوب می شوداما کسی نمی فهمد که چه بر سر هوا آمده استهمه دل...
می ترسم از نبودنت...
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم می کند... و داشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی کسی را نمی خواهم. و وقتی هستی،تو را می خواهم. رنگهایم بی تو سیاه است،و در کنارت خاکستری ام. خداحافظی ات به جنونم می کشاند و سلامت به پریشانیم! بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در ف...
قورت می دهم
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
قورت می دهم همه دلتنگیهایم راو تلخ نوشته هایم را سر می کشمانکار نمی کنم ، لج کرده امکه برایت بنویسمگریه کنمعاشقت بمانملج کرده ام دوستت داشته باشمدلم می خواهد باور کنیدوستت دارم همینآهگاهی آرزو می کنمکاش بودینه !آروز می کنم کاشمی دانستیمخاطب این همه اشکاین همه انتظاراین همه شعرو احساستو بودی آریبرای ...
خیال میکردم هستی
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
دیگر نگران نیامدن هایت نمیشومنام تو در امتداد تمامی خطوط زندگی پیداستهنوز فاصله ها هستند اما....ضرب اهنگ دلم به یاد اخرین دیدارهنوز اهنگ دیگری دارد..می خوام یه اعترافی بکنم دلم راستی راستی برات تنگ شده نه این چیزی که الان هستی نه اونی که الان شدی همونی که بودی همونی که خیال میکردم هستی شاید دل نبرده...
تقصیر از ما نیست
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
غریب استدوست داشتنو عجیب تر از آن است دوست داشتهشدنوقتی میدانیم کسی با جان و دلدوستمان دارد و نفسها و صدا و نگاهمان درروح و جانش ریشه دواندهبه بازیش میگیریم هر چه اوعاشقترما سرخوشترهر چه او دل نازکتر ما بی رحم ترتقصیر از ما نیست تمامیِ قصه هایِ عاشقانهاینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
برای فریب دادن وجدان
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
وقت جدا شدن باید بهانهu200fی خوبی ساخت، نه برای راضی کردن کسی بلکه برای فریب دادن وجدان خودت.این " زمان " لعنتی که تا دیروز با گذشتش همه چیز را خراب می کرد حالا شده منجی نشسته ام که با گذشتش همه چیز را حل کندآدمی که بی صدا قهر میکند، میخواهد که بماند! که دوباره بخواهد،که دوباره خواسته شود! وگرنه که...
اما نه .....
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم . اما نه ..... چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد کسی دلم را نشکند و مشکلات مرا از پای درنیاورد
من امشب انتظار بودنت را می کشم
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
شبی آرام بود و من چون همیشه غرق رویایتدو چشم عاشقم را دوخته بر آسمانمن امشب انتظار بودنت را می کشمکاش من عطر قدومت را میان این نسیم مملو از گریهمیان ابر های مملو از فریاد رعد و برق یا بارانکاش من عطر قدومت را دوباره می چشیدمخدایاچه سرد استمن اما همه دردمبی حضورت بی صدایت ای سراپا همه خوبی همه عشقهمه...
تنها همین
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
من به تو هیچ نیازی ندارم.نه قبلا ... نه حالا ... نه هیچ وقت دیگریتو هم به من نیاز نداری.نه قبلا ... نه حالا ... نه هیچ وقت دیگری ما - من و تو -به هم اشتیاق داریم ...تنها همین و چه اشتیاق با شکوهی !
میترسم
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
خندههای تو کودکیام را به من میبخشدو آغوش توآرامشی بهشتیو دستهای تواعتمادی که به انسان دارم...چقدر از نداشتنت میترسم
ایمان دارم به اغاز
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
می نویسم برای تو نگاهم هنوز هم به تقویم استروزها دیر می آیند و موقع دیدار ساعتها عجولند این دوستی از جنس دیگر استآری من ایمان دارم ایمان دارم به اغازنوشته هایم رنگ گرفته اند، رنگ رنگ شده اندمی خوام همه اش برای تو باشد کاغذی وجود نداردمن برایت می نویسم برای تو که انگار آشنایی قدیمی هستیوجود داری، دا...
دوست داشتنها
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
گذشت لحظه های با تو بودنو در پاییز عشقمانتامی از دوست داشتن باقی نماندچقدر زودگذر بود قصه من و توو در آنروز که دست بی رحم تقدیردرو کرد گندمزار دلهایمان راو تهی شد همه جا از عطر گل عشقو در کوچ پرنده های غمگیندر آن کویر آرزوشاعری دل شکسته و تنهامی نوشت شعری به یاد با هم بودن هاشعری برای خشکیدن گلهای ع...
یک عالمه حرف
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
چقدر دلم میخواهد.... نامه بنویسم ......... تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف کاش کسی جایی منتظر بود .!!!!!!!!!
یه کسی میاد دوباره
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
خیلی حیف شد ، عشقه خوبم! چرا پیشه من نموندی؟!هدفم یکی شدن بود چرا به اینجا رسوندی؟!یکدفعه شدی غریبهمن تلاشم موندنت بود!فاصله گرفتی از من! دیگه وقته رفتنت بودبرو هرجا، که دلت خواست رفتی عشقم به سلامتپیش میاد بازم دوباره به کسی دل کنه عادتبرو هرجا که دلت خواست رفتی عشقم به سلامتپیش میاد بازم دوبار...
سکوت و بشکن
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
نرفته یاد تو هنوزم از سرمنمی تونم من از تو ساده بگذرمگلم تا آخرم با چشمای ترمگذشتی از من و نکردی باورممی شد که یک کمی، می شد که یک دمیمی شد که لحظه ای،بگی یه کمی و یک دمی به فکرمیبیا و اون نگات، بیا و خنده هاتسکوت و بشکن و بگو منم دوستت دارم و می مونم باهاتنرو بمون تویی تموم باورمنگاه تو شده امید آخ...
ببین که چه ساده
-
تاریخ: 1391/4/23 ساعت: 21:06
با حس عجیبی با، حال قریبی دلم تنگتهپر ازعشق و عادت، بدون حسادت دلم تنگتهگله بی گلایه، بدون کنایه دلم تنگتهپر از فکر رنگی ،یه جور قشنگی دلم تنگتهتو جایی که هیچکی واسه هیچکی نیست و همه دل پریشوندلم تنگه تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمیشندلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودنیه شب شد هزار شب که خاموش و خ...