در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «یادت هست مادر؟» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : یادت هست مادر؟ و یادت هست و "همیشه فاصله ای هست" و باز هم خدا هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و "همیشه فاصله ای هست" و یکی هست که میبینه . . . و خیال میکردم هستی
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه دسترسی پیدا کنید
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما،
کشتی؛
تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... و من عادت کردم
که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم
حتی بغض های نترکیده ام....♥
...
ادامه مطلب
یادت هست روزی را که من با کوله باری از حقیقت آمدم سویت
به من گفتی دلت از دردهای کهنه لبریز است
و من گشتم پرستار دل تنگت
و یادت هست چندی بعد می گفتی
تو را دیگر نمی خواهم
تو هرگز اشکهایم را نمی دیدی
به قلب ساده و بی کینه و پاکم چه بی رحمانه خندیدی
برو با هرکه می خواهی،بخوان با هرکه می مانی
ولی نفرین من روزی تو را چون قاصدک بر باد خواهد داد
تو را هرگز نمی بخشم...
...
ادامه مطلب
داشتم فکر می کردم به ماندن و رفتنت، نفهمیدم چه شد ... دیدم رفته ای!
بعد یک دفعه دلم خواست همه ی باورهای تلخم را بریزم دور؛
"عشق در نرسیدن است. با وصل، عشق می میرد."
نفرین به باورهایم!
بعد یک دفعه دلم خواست همه ی فاصله ها را پاک کنم؛
"همیشه فاصله ای هست"
نفرین به فاصله!
بعد نگاه کردم، دیدم چه تنها شده ام. دیدم چه قدر دلم هوایت را کرده است...
...
ادامه مطلب داشتم فکر می کردم به ماندن و رفتنت، نفهمیدم چه شد ... دیدم رفته ای! بعد یک دفعه دلم خواست همه ی باورهای تلخم را بریزم دور؛ "عشق در نرسیدن است. با وصل، عشق می میرد." نفرین به باورهایم! بعد یک دفعه دلم خواست همه ی فاصله ها را پاک کنم؛ "همیشه فاصله ای هست" نفرین به فاصله! بعد نگاه کردم، دیدم چه تنها شده ام. دیدم چه قدر دلم هوایت را کرده است... ...
ادامه مطلب اینم از تو که میگفتی منو تنها نمیذاریاینم از تو که میگفتی رو دلم پا نمیذاریاینم از تو که خودم رو توی چشم تو میدیدماینم از تو که با دستات به ته قصه رسیدماینم از تو . . اینم از تویی که کلی حرف زدی و کلی حرف نزدی..گفتی میمونم.. رفتی.. گفتی میتونم.. نتونستی.. گفتی میدونم.. ندونستی..و گفتی میفهمم.. نفهمیدی. .طولانی یا کوتاه.. بالاخره واسه هر کسی اتفاق میفته..یه زمانی میرسه که همه ی حرفا و قولا میشه کشک..حالا این کشک شدن میتونه با نرسیدن و نموندن اتفاق بیفته یا نه با رسیدن و وصال..نمیخوام تلخ ببینم.. نمیخوام تلخ فکر کنم.. نه نه نه . . من پرم از اتفاقای خوب و فکرای شیرین..منم فکر میکنم به آینده ای که پر ِ از زیبایی و آدمی که فقط واسه خودم منو میخواد و درکم میکنه و روحرفم حرف نمیاره و شادیش فقط با من بودن ِ . . اما ما کجاییم و واقعیت کجاست.. !!یکی میذاره میره و تو میفهمی که به ته خط رسیدی . . و یک...
ادامه مطلب دیگر نگران نیامدن هایت نمیشومنام تو در امتداد تمامی خطوط زندگی پیداستهنوز فاصله ها هستند اما....ضرب اهنگ دلم به یاد اخرین دیدارهنوز اهنگ دیگری دارد..می خوام یه اعترافی بکنم دلم راستی راستی برات تنگ شده نه این چیزی که الان هستی نه اونی که الان شدی همونی که بودی همونی که خیال میکردم هستی شاید دل نبرده بودی اما خیلی خوب بودی همونجوری که بودی با همه ی دوری آشنا بودی به اندازه نوشیدن یک فنجان قهوه - مهمان من - بیا و همون غریبه ای باش که میشناختم نه این آشنای امروزی......
ادامه مطلب