در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «گــــفته باشــــم !» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : چـــــــــــه حســــــ بدیستـــــــــــ !!!!!! و بـــــــــــــاران نبــــــــــار...!!! و لبخندش را تقسیم کرد .. ....!! و می خَندم ! و بـی انـصـافــــــــ ! و خوش به حالشان !! ` و میخواهم چیکار..!! و گــــفته باشــــم !.!.! و بالاخره تمام می شود...!!! و اندیشه کنان از خود میپرسم! و نــــــــــــــه !... و چیزی نگو! و باز هم خدا هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و بسه دیگه! و ولی افسوس....!! و آیااین تقدیر منه!!!!!؟؟ و اگر معنای عشق دل شکستن است ، پس لعنت به عشق !
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
گاهیوقتا دلم برای خودم تنگ میشه دسترسی پیدا کنید
چـــــــــــه حســــــ بدیستـــــــــــ !!!!!!با تمـــــــــــامــــ احســــــــاستـــــــــــــبهـــــــــ دیــــــــــــدن کســــــــــی برویـــــــــــــکهـــــــــــ خودشـــــــــــــ را آمــــــــــــاده کـــــــــــــردهتــــــــا به تــــــــــــو بگـــــــــــــوید:دیـــــــــــگر دوستـــــت نــــــــــــــدارد..... ...
ادامه مطلب زیــــن پـس تنــــــــــــــها ادامــــه میـدهـم، در زیــر بــاران ...حتـــی بـه درخـواست چــــــتر هم جـــواب رد مــیـدهـم ....!!!مــیخواهـم تنــــــــــــــهایی ام رابـه رخ ایــــن هـــوای دو نــــفـــره بکشم ....!بـــــــــــــاران نبــــــــــار...!!! مـــن نـــه چتـــر دارم نـــه یـــار ...! ...
ادامه مطلب لبخندش را تقسیم کرد .. ....!!
خنده اش به من رسید لبهایش به دیگری ...
...
ادامه مطلب می خَندم !
دیگر تَبْ همْ ندارمْ!
داغ همْ نیستمْ!
دیگر به یاد ِ تو همْ نیستمْ!
سرد شده ام سرد ِ سرد . . .
می تَرسمْ!
شاید دِق کرده ام کسی چه می دانَد !!؟
...
ادامه مطلب نتـــــــــرس . . .
اگـر هم بخـــــواهم از ایـــن دیــــــــوانـه تـر نمیــشوم !
گفــــته بودم بی تـــو سخــــت میگــــــذرد...
بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفم را پس میگــیرم...
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد...!!
...
ادامه مطلب خوش به حالشان !! `
خوش به حال اونی که …
وقتی درآغوشت آرام گرفت به او میگویی : قبل تر از تو ، هیچ کس نبود در افکارم . . .
...
ادامه مطلب جسمت...
را میخواهم چیکار..!!
وقتی ذهنت..
در حال...مجسم کردن..
دیگری ست.!!!...
ادامه مطلب
گــــفته باشــــم !.!.! مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛ تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد ! سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !
...
ادامه مطلب گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!
ببرم بخوابانمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم،
وسط گریه هایش بگویم:
غصه نخور خودم جان!
درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم... تمام می شود...
بالاخره تمام می شود...!!!
...
ادامه مطلب اندیشه کنان از خود میپرسم!
بعد من چه کسی
نامت را صدا خواهد کرد؟
چه کسی بغض تورا میفهمد؟
چه کسی با خنده ی خود
به تو جان می بخشد؟
با خودم میگویم بعد مرگم
چه کسی با تو سخن میگوید؟
چه کسی راز دل تنگ تو را میداند؟
آن زمان که
هوای چشمان قشنگت ابریست
بر دامن کدامین صحرا
خواهی بارید؟
من نباشم
چه کسی
همدم شب های بلندت باشد؟
چه کسی،شب همه شب
بر سرسجاده دعا خواهد کرد
تا که سالم باشی؟
چه کسی نذر خود
با کبوترهای رضا(ع)
بابت رفع بلا از سر تو
ادا خواهد کرد؟
چه کسی قول وفاخواهد داد؟
چه کسی از تو
تو را خواهد خواست؟
چه کسی لایق"دنیای من"است؟
...
ادامه مطلب
نه اینکه زانو زده باشم ... نــــــــــــــه !... دلتنگی سنگین است !... فقط همینــ ...
...
ادامه مطلب چیزی نگو!
بگذار سکوت هم در سکوت خود بمیرد!
بگذار سکوت هم عاقبت از سکوت خود به ناله درآید!
چیزی نگو!
بگذار زمان خود بگوید
چشم انتظار
همچنان در کنار جاده نشسته ام
با یک دسته گل پژمرده چشم هایم را به پیچ جاده دوخته ام
چند روز منتظر بودم تا روز موعود فرا رسید
امروز صدای قدم هایت را می شنوم
دستم گرمی نفست را احساس می کند
در دل خدا خدا می کنم که بیایی
اما اگر آمدی دسته گلم را از من بگیر
همه یادگاری را روی اشیائی می نویسند
اما من یادگاری را روی قلبم نوشتم
و روی چشمانم تاریخ زدم.
...
ادامه مطلب تکیه به شونه هام نکن... من از تو افتاده ترم.... ما که به هم نمیرسیم... بسه دیگه! بذار برم..... کی گفته بود به جرم عشق؟ یه عمری پرپرت کنم... یه گوشه ای کنج قفس... چادر غم سرت کنم.... من نه قلندر میشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همینو بس! غصه نداره...بی کسیم! قشنگیه قسمت ماست! که ما به هم نمیرسیم!!!...
ادامه مطلب وقتی هوای خانه از مه و شبنم پر می شود، حضور لطیف دستهای تو را بر شانه های خسته ام حس می کنم. چقدر این روزها گرگهای گرسنه از پشت پنجره اتاقم «او او» می کشند و من وقتی تو را کم دارم، همیشه بخاطر تنهاییهایم، خودم را در اتاق کوچک خاطراتم حبس می کنم تا گرگهای گرسنه مرا مثل بره ای تنها ندرند.دوست داشتم می آمدی و دست مرا می گرفتی آنوقت با افتخار میان گله گرگها می رفتم و می گفتم...نه... نه... اشتباه می کنم آن وقت دیگر گرگی نمی ماند. تو که بیایی همه جا پر از نور و روشنی می شود. تو که بیایی می توانی زخمهای قلبم را پانسمان کنی. تو که بیایی از روزهای دوریت و از دردهایی که کشیدم برایت می گویم. از یک رفیق نیمه راه که با بیرحمی از پشت به من خنجر زد و پشت سرم خندید.اکنون هم اگر زنده ام بخاطر انتظار آمدن توست؛ وگرنه مدتهاست که کار من در این جهان خاکستری به پایان رسیده است. بیا و بنشین کنارم تا با تو آرام س...
ادامه مطلب آیااین تقدیر منه؟؟؟ تا روزها در جاده دلتنگی بنشینم و افسوس دوری تو را بخورم؟؟درختان جاده زندگیم در حال خشک شدن هستند. افسوس که تو دیگر در کنارم نیستی افسوس که سرنوشت برای ما جدایی را رقم زده . افسوس که هرچه بدوم و بدوم تو دور و دورتر می شوی اما!!!!!!.......
ادامه مطلب اگر معنای عشق دل شکستن است ، پس لعنت به عشق ! اگر رسم عاشقی این است که قلب آنکه دوستش داری را بسوزانی و بعد از مدتی رهایش کنی پس لعنت به تو که مرا در این دنیای دروغین در به در کردی! او که ادعا می کرد که تا آخرین لحظه نفسهایش همسفر من است ، رفیق نیمه راه شد ، او که ادعا می کرد که در این دنیای بزرگ تنها مرا دارد و با کسی نیست ، هم نفس غریبه ای دیگر شد… ...
ادامه مطلب